تو رو بی صدا می بینم

حالا که رسیدم اینجا

پر قصه برا گفتن

پر نیاز تو برای

آه کشیدن و شنفتن

تو رو با خودم غریبه

از غمم جدا می‌بینم

خودم رو پر از ترانه

تو رو بی‌صدا می‌بینم

/ 2 نظر / 25 بازدید
الی

کاش می شد تو لحظه های سرنوشت لحظه های با توبودن رو از سرنوشت

سیاهنویس

سلام رفیق با یه داستان جدید آپم خوشحال میشم بخونی و نظر بدی زیاد وقتتو نمی گیره خداوکیلی بخونیا قول میدم سرگرمت کنه منتظرتم یا علی[گل]