خسته ام خسته

خسته ام خیییییییلی خسته ....دیگه حس موندن ندارم ...سمیه جونم که 12 اسفند عقد کرد و تنهام گذاشت ،داداشمم که خیلی وقته تنهام گذاشته بود با عقدش هم بیشتر از گذشته تنهام گذاشت ... امیدوار هستم که خدا هم نگاه منه تنها و بیکس کنه و نیمه گمشده ام پیدا کنم و برم سر خونه زندگی ام بعد این 30 سال تنهایی و بیکسی ............

خدایا به این ماه رجب قسم بهت میدم خیلی بیشتر  نگاهم کن   کمکم کن یا بمیرم یا به آرامش برسونم ....

/ 1 نظر / 38 بازدید
نازگل

چقد ا حساسامون به هم نزدیکه ای کاش همه چی درست بشه امشب شب آرزوهاس آرزودارم هرکس که الان دلش گرفته مثل منه ودلش واسه خودش تنگه دیگه دلش نگیره