سلام...
سلام به شمایی که فکر کردی من در مطلب خصوصی در مورد شما نوشته ام... به حضرت زهرا س قسم میخورم که اصلا یک ذره هم در مورد شما نبوده... من قسم هم خوردم میخوای باور کن میخوای نکن... دیگه هم لطفا از این چرت و پرت ها نگو .... انشالله این دعایی که در حق خودت کردی برای من به زودی مستجاب بشه... کپل عزیز بدون که هنوز برام عزیزی و اگر ج تماس هاتو نمیدم و دیگه نمیخام باهات باشم فقط و فقط و فقط به خاطر هردومون هست ... چون نمیخام باعث گناه بشیم...
انشالله به حق حضرت زهرا س هر چی خیره خدا سر راهت قرار بده و یک کیس مناسب خدا نصیبت کنه که بتونی به خدا نزدیکتر شوی.
اگر ارزش دعا کردن رو دارم برام خیلی دعا کن چون این روزها خیلی داغونم... اگر خدا رو و حضرت زهرا س رو قبول داری الکی قضاوت نکن. باز خوبه که من مطلب خصوصی رو برات کامنت کردم...
منو ببخش و از ته دل حلالم کن...



مامان عزیز و مهربونم یه عالمه دوستت دارم...
روز مادر رو به همه مامان های خوب جهان تبریک عرض می کنم
بخصوص به مامانی گل و ناز خودممممممممممممممم
نمیدانم چرا دوست دارم بنویسم
بنویسم از این حس سرکوب شده
از این حسی که بغض به گلوم میندازد
از این حال غریب !!!
از این دلتنگی و تضاد تلخ!
از آن روزهای بی تکرار
از آن التهاب درون و از آن عشق دیر یافته عزیز دورم!
دور نزدیکم !
عزیز عزیزم !
___________________________________________
پ . ن :
1- یادش بخیر روزهای شیرین گذشته
2- خیلی دوست دارم زمان برگردد به روزهایی که با عشقم بودم
3- واقعا دوست داشتنش صادقانه بود
4- کاش خدا ما رو از هم جدا نکرده بود
5- واقعا میبینم که هیچ کس دیگه مثل اون صادق پیدا نمیشه
6- ببار مح... از گذشته و احساس شیرین از دست رفته ببار... اینقدر ببار تا سوی چشمانت کم و کم و کمتر شود...
7- تویی که خدا از من گرفتت با تمام وجود برات دعای خوشبختی میکنم
سلام ربم...
سلام معبودم...
هزاران هزار مرتبه شکر که تو رو دارم...
خدایا خیلی خوبه که وقت و بی وقت میام و صدات می زنم ...
خدایا خودت منو ببخش... میدونم خیلی مواقع به جایی اینکه دعوام کنی و بهم بگی مح... بسه چرا اینقدر دیووونه بازی در میاری اما برعکس من دائما دارم ناشکری میکنم... خدایا خب چیکار کنم خسته ام ... خسته از گناه... خدایا دیشب خیلی راحت نصف شب گریه کردم و زجه زدم... برای اولین بار از ته دل ازت خواستم که منو دیگه ببری پیش خودت...
الان مثل همیشه رفتم وبلاگ محمد حسین و وقتی مطالب و تصاویرش دیدم از خود بیخود شدم که چرا من اینقدر باید غرق گناه باشم؟؟؟!!!! خدایا از گذشته ام پشیمونم... خدایا دیگه نمیخام در گناه به رویم باز بشه... خدایا من خودم از شیطون پست تر و کثیف تر شده ام خدایا کمکم کن...
خدایا به ارحم الراحمینیت قسمت میدم که گناهامو ببخشی و بگذاری دیگه راحت پر بکشم به سوی خودت...
خدایا میدونم ناشکری هست اما خدایا از بچگی به ما یاد دادن که دعا کنیم که خدایا یا به راه راست هدایتش کن یا اگر هم قابل هدایت نیست.. نیست و نابودش کن... پس خدایا من اگر قابل هدایت نیستم تو رو به خداوندی خودت قسم میدم همه گناهامو ببخشو و ببرم تو آغوش خودت...ای کاش بیای به وبلاگم و این پست رو بخونی و بگی اله آمین ... یادته یکبار از ته دل گفتی الههههههی آمممممممین .. ای کاش الان هم از ته دل بگی الهی آمین شاید خدا صدای شما رو بشنوه...................
ای کاش آقامون می اومد ولی مح... دیووووووونه تو با این قلب سیاه روت میشه بگی آقا سلام... واقعا خجالت نمیکشی؟؟؟ آقا به خاطر بنده های صالح و مخلص خدا بیا ... بیا و مرا نجات بده...
اللهم عجل لولیک الفرج...
_____________________
پ . ن :
1- چقدر لذت بخشه گریه کردن و با خدای خودت راز و نیاز کردن...
2- چقدر زجر آوره که دلتنگ باشی و نتونی هیچ کاری رو انجام بدی...
3- خدایا شکرت به خاطر همه چیز شکرت....
سلام ربم...
سلام معبودم...
چیکار کنم با این دل تنگم؟؟؟
خدایا فقط بخاطر بار گناهانمون مجبورم ازش فاصله بگیرم...
خدایا به خداوندی خودت قسم بهت میدم حالش خوب باشه...
خدایا نمی دونم تصادفش در چه حد بوده اما خدایا خواهش میکنم که حالش خوب شده باشه
خودت همیشه حافظ جانش باش...
خدایـــــــــــــــــــــــــــا
دستم رو رها نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن
"دوستت دارم" را برای هر دویمان فرستادی ، هم من ، هم او ،
خیانت میکردی یا عدالت؟
اینجا در دنیای من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل میسپارند و گریه میکنند
__________
امروز بعد از چندین ماه رفتم وبلاگهای مصطفی و حمیده ...
اصلا باورم نمیشه آخه چرا حمیده دیگه وبلاگش رو ادامه نمیده؟؟!!!!!!!!
خیلی دوست دارم از مصطفی بپرسم اما دوست ندارم آدرس وبلاگم رو داشته باشه... ای کاش مصطفی خودش در مورد حمیده در وبلاگش بنویسه که چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
_______________
خیلی دلم تنگه ...
خیلی آشفته ام...
دیگه خسته ام ...
از تو خسته ام...
از تویی که .........................................
و بیشتر ازهمه از خودم ختسته ام که نمیتونم فراموشت کنم.

ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است،
و ماندگار شدن برای یک عمر؛
سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ...
___________________
هر چیز به معیاری سنجیده شود لیکن
من درد و محبت را معیار نمی بینم
ژرفای محبت را در کار چو طی کردم
بهتر ز تو شاگردم من یار نمی بینم
میان دست من و تو هزار فرسنگ است
غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است
سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری
مگر جنس دل نازک تو از سنگ است

سلام آقای خوبم
سلام عزیزم
اگر بدونی چقدر دلم برات تنگ شده.......
آقا امام رضا (ع) چرا من اینقدر دیوونه شدم......
امام رضا عزیزم تو رو به این روز عزیز قسم میدم منو آروووووم کن...
دلم میخاد نظاره ایی به سوی این گدا کنی... گره تو کارم افتاده با یک اشاره وا کنی...
آقا جون کاش شماره حسابی میدادن از حرم به مردم ایران زمین تا وقتی گره تو کارت می افته راحت بریم پول بریزیم برای گره گشایی کارمون...
آقا آیا کی دیگه منو دعوت کنی نمیدونم...
امام رضا- امام رضا- امام رضا- امام رضا- امام رضا- امام رضا- امام رضا دستمو بگیر
آقا جونم دوست دارم دیوووونه وار دیووووووووووووووووونه وار
حالا میفهمم دوست داشتن بنده ها فقط از روی نیاز خودشون به ما بنده ها هست...
عمریه مجنون توام بی سر و سامون توام آقا جون کمکم کن
امام رضا صدامو ... اشکامو میبینی؟ یا شما هم مثل خدایی که صدامو نمیشنوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست ندارم غرق بشم در گناه...
دوست ندارم کفر بگم........
خدایا دیگه دستام داره میلرزه بیشتر از این نمیتونم بنویسم...
ای کاش آرووووم میشدم ... ای کاش یک بنده ایی برام میفرستادی تا منو آرووم کنه
خدایا نکنه من دیگه آدم نمیشم؟؟؟؟؟
بعد این همه سن از خدا گرفتن واااااااااااااااااااااااااای
خدایا خدایا خدایا نگام کن نگاه قلب سیاه و گنهکارم نکن
خدایا به حق این روز عزیز گناهامو ببخش و منو آدم کن
خدایا شکرت شکرت شکرت
ای تاج سر عالم و آدم زهرا
از کودکی ام دل به تو دادم زهرا
آن روز که من هستم و تاریکی قبر
جان حسنت برس به دادم زهرا . . .
__________
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

التماس دعا
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
آخه ربم چطور باور کنم ؟ ؟ ؟ خدایا از روز سه شنبه تا الان دارم دیوونه میشم تا امروز که خودم با چشم های خودم ؟؟؟ جون رو دیدم... وااااااااااااااااااااای چه حالی شدم اینقدر خودم رو کنترل کردم که جلو خودش گریه نکنم که خدا رو شکر صبر بهم دادی... هههههههههههههی روزگار بهم گفتن ؟؟؟ جون یک سکته خفیفی کرده اما باورم هنوز نمیشه که دوست عزیزم همکار مهربونم در سن 28 سالگی سکته خفیفی کرده باشه؟؟؟ ظهر که رفتم سرکار و همکارم بعد چند روز اومده بود سر کار دیدم که سمت چپ صورتش برگشته و ... مردم و زنده شدم که دختر به نازی و زیبایی آخه چرا؟؟؟ خدایا واقعا تو حکمتت موندم که چرا ؟ چرا؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا شکر که سالم هستیم...
خدایا به عزت و جلال خودت قسم میدم به حق این ایام فاطمیه قسمت میدم به حق یتیمی ؟؟؟ جون قسمت میدم خدا جون ؟؟؟ رو شفا بده خدایامن نمیدونم ولی چه سکته کرده باشه چه بیماری دیگری داشته باشه تو رو به حضرت زهرا (س) قسم بهت میدم شفا به همه مریض ها و به دوست عزیزمم بده...